دست نوشته های ناصر براهیمی

دست نوشته های ناصر براهیمی

181  تعداد بازدید  |  یکشنبه 5 اردیبهشت ماه 1389  |   پرینت

مباحثی از ناصر براهیمی در قالب سه بخش ... عکاسی حرفه ای ،دنیای عکاسی و یادداشتها...ترتیب انتشار: ماهیانه

دست نوشته های ناصر براهیمی

 

به نام آنکه جان را فکرت آموخت
می‏توان به ادبیات عکاسی پرداخت بی‏آنکه عکاس بود و برای هنرمندان عکاس نیز دانش فنی و تسلط بر تکنیک‏ها، اگر هم لازم باشد، کافی نیست. شناخت رسانه و مبانی نظری آن -تم‏ها، ریشه‏ها، بزرگان و سیر تکوین عکاسی- دستة اول را در فرایند تبیین و گروه دوم را در مسیر خلاقیت توانا می‏سازد. اندیشة برخاسته از دانش از یک سو شورِ آفرینش را جاری می‏کند و از سوی دیگر اهل نظر را به تأمل و تفکر در باب عکاسی وا می‏دارد.

 

 
نوشته‏هایی که از این پس به صورت منظم در بخش تجربیات حرفه‏ایِ سایت انجمن عکاسان صنعتی و تبلیغاتی ایران در سه قسمت مجزا می‏آید مطالبی پی در پی همراه با عکس‏های مکمل است.
بخش اول با عنوان کلی «دنیای عکاسی» دربرگیرندةی موضوعاتی است که دانستن آن برای عموم عکاسان و دوستداران عکاسی سودمند است. باور دارم که اعضای انجمن به عنوان تشکلی حرفه‏ای می‏بایست واجد شایستگی‏های هنری و فنیِ لازم بوده و خودِ انجمن در عرصة هنر عکاسی صلاحیت و حتی مرجعیتی تعیین‏کننده داشته باشد. در دنیای عکاسی دیدگاهی است که می‏گوید: قبل از هر گرایشی در عکاسی ابتدا باید عکاس بود.

 

 

«دنیای عکاسی» پس از مقدمه‏ای فشرده با حالتی داستان‏گونه ادامه پیدا کرده و مجموعه‏ای از مطالب خودنوشته، ترجمه و مقالات دست اندر ‏کارانِ ادبیات عکاسی در ایران را در بر می‏گیرد.
بخش «عکاسی حرفه‏ای» به مطالب تخصصی و همچنین عکاسی صنعتی و تبلیغاتی می‏پردازد. «عکاسی حرفه‏ای» هم مانند «دنیای عکاسی» خط موضوعیِ ممتدی نداشته و دارای حالتی جُنگ‏گونه است.
سومین بخش این مجلة ماهیانه «یادداشت‏ها» است که شامل موضوعات کم و بیش مرتبط با دو فصل اول و نیز انعکاس پرسش‏ها و درج پاسخ‏های کوتاه در مورد مطالب طرح‏شده خواهد بود.
ناصر براهیمی

عکس‏ها از صمد آریان مربوط به اولین مجمع و نمایشگاه انجمن عکاسان صنعتی و تبلیغاتی ایران در فرهنگسرای نیاوران، پاییز1384

هرعکس داستانی دارد و عکاسی داستان عکس‏هاست و خود داستان‏ها دارد.
داستان آن عکس رمزآلود در ۱۸۲۶ که زمانی نوردهیش به قدر گذر خورشید از یک سوی آسمان به سوی دیگر بود و تولد عکاسی را رقم زد، و پس از آن فرآیندها، دوربین‏ها و آغازگران؛ خلاقیت و ابتکار؛ جسارت و تلاش؛ بزرگان عکاس و عکس‏‏های ماندگار.


اولین عکس
نیسفور نی‏یپس
پاریس، ۱۸۲٧

داستان نادار فرانسوی در جمع مشاهیر نقاش و بزرگان امپرسیونیست و برآمدن ریشه‏های هنر عکاسی. جولیا مارگارت کامرون و آن پرتره‏های کمی تار با بیانی قوی از شخصیت‏های دورة ویکتوریا و جان گرفتنِ هنر عکاسی.

 


نادار بزرگ، ۱۸٧٠، حکاکی روی چوب، اثر آلفرد گرِوین دوستِ هنرمند
نادار در روزگار خود موضوعی برای کاریکاتوریست‏ها و مطبوعات بود.

 
 چهرة جولیا مارگارت کامرون، ۱۸٧۰ که به وسیلة پسرش گرفته شده است


داستان رِیلاندِر و رابینسون نقاشانی که عکاسی هنری را پدید آوردند و روییدن شاخه‏ای دیگر بر درختی که تنومند‏‏تر می‏شود.

 

 
هنری پیچ رابینسون، احتضار، ١٨۵٨
مرکب از پنج نگاتیو که اتصال آنها به دقت پنهان شده است.

داستان اولین عکس از ناصرالدین شاه که داگروتایپی پرداختة ژول ریشار فرانسوی بود در ۱٨٤٤، شاه بَدی که عکاس خوبی شد و حامی هنر عکاسی.

 


توران آغا
عکاس: ناصرالدین شاه قاجار
دهة ١۸٧٠ میلادی


پرترة سارا برنارد
نادار
۱٨۵٩
 زمانی که شاه از اهالی کاخ و اندرون عکس می‏گرفت ماتیو بِرَدی که یکی از پرتره‏های مشهور آبراهام لینکلن را گرفته بود در آمریکا به عکاسی جنگ شمال و جنوب مشغول بود همراه عکس‏هایی از ژنرال لی و لینکلن در جبهه‏ها و اولین عکس‏های مستند جنگ.


متیو بی. بِرَدی
پرترة جفرسُن دیویس،
یک سال قبل از آنکه رییس‏جمهور ایالات موتلفة آمریکا شود.

الکساندر کارتنِر
رییس‏جمهور لینکلن در جبهه
اکتبر، ١۸۶٢
فرآیند صفحات مرطوب

داستان تیمِتی اچ. اوسالیوان و فاتحان غرب، ویلیام هنری جکسون و زیبایی‏های غربِ وحشی و بارور شدن یکی از بن‏مایه‏های بزرگ هنر عکاسی؛ عکاسی از طبیعت به کمک فرآیندی تازه؛ صفحات مرطوب.


تیمتی اچ. اوسالیوان
خودنگاره
پاناما، ١۸٧٠
فرآیند صفحات مرطوب

 

  عکاس: ناشناس
دابلیو. اچ. جکسون در حال عکاسی از طبیعت وحشی درة یوزمیت

اولین استفاده‏های علمی از عکاسی در عکس‏های پی‏در‏پی مایبریج انگلیسی هنرمندی صاحب کشفیات علمی از طریق عکاسی و همکارش تامِس اِیکینز آمریکایی که عکاسی را بسانِ نقاشی با نور به کار برد و تجربیات هر دو در تجزیه و ترکیب حرکت که مقدمه‏ای در اختراع سینما شد.


ادوُرد مایبریج
اسب در حال حرکت
۱٨٧۸
فرآیند صفحات مرطوب
نگاتیو‏ها با فواصل بیست و هفت اینچ گرفته شده است. زمان نوردهی هر نگاتیو کمتر از یک دوهزارم ثانیه بوده و دوازده دوربین، همانند دوربین بالا، به کار گرفته شده است.
 
ادامة سیطرة نور طبیعی بر عکاسی و داستان استفاده از نور آسمان و بازتابنده‏های قَدی و پرتره‏های روز داخلی و تین‏تایپ‏ها -پوزیتیو‏هایی که تکثیر نمی‏شدند- بر صفحات نازک فلزی. درحالی‏که فرآیند نگاتیو-پوزیتیو قبلاً توسط فاکس تالبُت عرضه شده و در فرآیند صفحات مرطوب نیز به کار گرفته می‏شد. تین‏تایپ‏ها ارزان‏تر، حساس‏تر و دارای فرآیندی سریع بودند؛ با این وجود نوردهی آنها چهار ثانیه تا یک دقیقه طول می‏کشید.


جرمیا گرنی
مارک تواین،١٨٧٠ تین‏تایپ


بی. جِی. فالک
لیلین راسل، ۱۸۸٩
تین‏تایپ
و یکی از قله‏های داستان عکاسی در ۱٨٧٩؛ تولید انبوه و رواج تجاری صفحات ژلاتین خشک به وسیلة جورج ایستمن که قهرمانی‏هایش با تولید دوربین کوچک چهار در پنج اینچ همراه لنز و سه‏پایه و صفحات خشک ایستمن ادامه پیدا کرد و با ابداع فیلم رولِ قابل انعطاف به اوج رسید. در سال ۱٨٩۰ زمانی‏که تلاش‏های جورج ایستمن باعث اعتلای هر چه بیشتر عکاسی حرفه‏ای شده بود عرضة دوربینی ساده و سبک به نام کداک توسط او پایه‏گذار عکاسی غیرحرفه‏ای شد و هزاران عکاس آماتور در سراسر جهان دوربین به دست گرفتند؛ در حالی که ارتقای متناوب حساسیت فیلم‏های رولِ ایستمن قبل از آن امکان عکاسیِ روی دست را فراهم کرده بود.


دابلیو. اف. دِبِنهَم
پرترة دکتر ریچارد لیچ مادوکس، ۱٨٨٠
مادوکس در سال ١۸٧١ در لندن صفحات
خشک ژلاتین-بروماید را اختراع کرد.

به این ترتیب عکاسی در نقش رسانة پویای هنری وارد عصر مدرن شد. آن دوربین جعبه‏ای کوچک در دستان جورج ایستمن با شعار تبلیغاتی «شما دکمه را فشار دهید، بقیه را ما انجام می‏دهیم»، هنری مردمی و جهانی به وجود آورد که صد سال بعد و در آستانة قرن بیست و یکی با ظهور انفجارگونة فرآیند دیجیتال اوج گرفت.


فِرد چِرچ
جورج ایستمن روی عرشة کشتی،۱٨٩٠
گرفته شده به وسیلة دوربین شمارة ۱ کداک، همان دوربینی که در دستان جورج ایستمن دیده می‏شود.

اما داستان جورج ایستمن تازه آغاز شده بود. در ادامه او و کمپانی‏اش باعث شدند که عکاسی حرفه‏ای نیز بتواند در دورة مدرن نقش‏آفرینی موثر و بی‏همتا باشد.

 


مقاله‏ای که می‏خوانید با عنوان مقدمة کارگاه تخصصی«نورپرداز‏ی‏های خاص» در تاریخ ٢۶ بهمن ۱۳۸۸ در موزة امام علی ارائه شد.
از آنجاییکه فکر می‏کنم این مقالة کوتاه حاویِ اهم مطالب لازم برای طراحی نور و اجرای نورپردازی باشد، خواندن آن را به علاقه‏مندان پیشنهاد می‏کنم.
 در ادامه اصطلاحنامه‏ای که پژوهشگر جوان فرهاد دعوت‏خواه ترجمه و تنظیم نموده و در همان کارگاه در اختیار حاضران قرار گرفت درج می‏شود. مرجعِ این اصطلاحنامه مجموعة معروف Pro-Lighting بوده و عمدتاً نام‏ها و موارد سخت‏افزاری را در بر می‏گیرد. در فرصت‏های آتی گروه‏های دیگری از واژگانِ کاربردی نورپردازی عرضه خواهد شد. امید است پویندگان پرشور عکاسی با طرحِ آرای خود کمک کنند تا سرانجام مجموعه‏ای جامع و مدون پدید آید.
همان‏گونه که نور برای دید انسان اساسی است، پایه و اساس عکاسی نیز می‏باشد. انرژی نور است که یک تصویر را بر روی فیلم عکاسی یا صفحة دیجیتالی می‏نشاند. همسانی مابین بینایی انسان و فرآیند عکاسی مفهومی بنیادی است که درک آن برای همة عکاس‏ها لازم است. این اصل مهم همان چیزی است که گاه از دید آغازگرانِ عکاسی، که کارشان را با دوربین‏های پیشرفتة نوردهی خودکار شروع می‏کنند، پنهان می‏ماند.
با وجود مشابهت نسبیِ ترکیبِ دوربین-فیلم یا دوربین-CCD با ارتباط چشم و مغز و پیچیدگی‏های هر دو فرآیند باید دانست که دریافت یک موضوع از طریق دیدن تفاوت‏های فراوانی با عکاسی کردن آن دارد. تقلیل واقعیت سه‏ بعدی به دو بعد، ترجمة رنگ‏ها به سیاه و سفید در عکاسی سیاه و سفید، محصور کردن فضای واقعی در قاب تصویر (Format) و تثبیت پایدار یک لحظة گذرا از جریان ممتد زمان مهمترین تغییراتی است که عکاسی در واقعیت به وجود می‏آورد.
بسیاری از ویژگی‏های تصویرِ عکاسی نتیجة شرایط نوری موجود در لحظة گرفتن عکس هستند. میزان موفقیت در تجسم عکاسانة موضوع تا حد زیادی به مهارت شما در کنترل نور بستگی دارد. تسلط بر نور هم تنظیم نورهایی که به موضوع می‏تابد و هم ساز وکار موثر نور بر فرآیند عکاسی را در بر می‏گیرد.

 


اولین گام، فهمیدن مختصات تعیین‏کنندة نور و چگونگی تاثیرگذاری آن در ادراک ما و بر فرآیند عکاسی است. پس، با دو روش می‏توان عملکرد نور را مهار کرد: روش کنشگر و روش کنش‏پذیر.
کنترل کنشگر نور یا روش فعال همان کار با منابع نورافشان است که خود دو مسیر مجزا دارد؛ یکی تعدیل و تلطیف نور به منظور تغییر حالت نور موجود و دیگری افزودن منابع نورِ دیگر برای روشن کردن موضوع یا افزایش نور موجود.
کنترل کنش‏پذیر نور یا روش غیرفعال مربوط به طریقی است که دوربین فیلم یا دوربین CCD را برای عکاسی از موضوعِ روشن‏شده با نور طبیعی یا مصنوعی به کار می‏گیریم. تمام تصمیمات برای تعیین اینکه چگونه تصویر را بسازیم از جمله نوردهی، زاویة دوربین، تعیین نوع فیلم و مشخصات دیجیتالی اجزای عمل کننده شامل کنترل کنش‏پذیر می‏شود. در هر گونه‏ای از عکاسی، اینکه نور را به شکلی فعال و کنشگر کنترل می‏کنیم یا نه بسیار مهم است.
حالت فعال و غیرفعال را در مورد اجزای سازندة یک عکس هم می‏توان به کار برد؛ به این ترتیب که تابش نور با همة ویژگی‏هایش حالت فعال است و بازتاب نور و عملکرد آن حالت غیر فعالِ به کار رفته در هر عکس می‏باشد.
ابزار‏های اصلیِ کنشگری در نورِ تابشی عبارتند از شدت، رنگ، اندازة منبع نور، جهت و نسبت نور. اما عوامل مهم کنش‏پذیری عبارتند از نور بازتابی، درخشندگی و رنگ موضوع.
نسبت مقادیر نور‏های قرمز، آبی و سبز در یک منبع پیوستة نورافشان با درجة حرارت رنگی مشخص می‏شود. درجة حرارت رنگی پایین نور سبز و قرمزِ بیشتری نسبت به نور آبی ارائه می‏دهد درحالی‏که درجة حرارت رنگی بالا، به نسبت، قرمز و سبزآبیِ بیشتری دارد. در طیف قابل رویت، هرچه طول موج بزرگتر شود، رنگ نور به سمت سبز و قرمز تغییر می‏کند. تغییر در تعادل بین قرمز و آبی در دو سر طیف یا بین هر دو رنگِ موجود در طیف را می‏توان اندازه‏گیری و با درجة کلوین مشخص کرد. در عکاسی، رنگ نور همان‏طور که هست، نه آنگونه که ادراک می‏کنیم، به نمایش در می‏آید.
 هرچه منبع نور به نسبتِ فاصله تا موضوع بزرگتر باشد، نور نرمتری به دست می‏آید. جهت نور زاویة بین محور لنز (لنز - موضوع) و محل قرار گرفتنِ منبع نور (نور - موضوع) است و تغییر هر یک از این دو زاویه را عوض می‏کند.
تغییر زاویة تابش با تغییر جهت و مقدار سایه‏ها همراه است. چگونگی نور بازتابنده بستگی به کیفیت نور مستقیمِ تابنده و نیز ویژگی‏های موضوع بازتابنده دارد. کنترل کنش‏پذیر از سنجش و تفسیرِ نور بازتابنده شروع می‏شود. تعیین عواملی که بر شکل‏گیری تصویر تاثیر گذارند اساس کنترل کنش‏پذیر است.
تفاوت بین سایه و روشن به وسیلة نسبت بیان می‏شود. اگر تفاوت قابل اندازه‏گیری نباشد نسبت ١:١ است، اگر یک گام تفاوت باشد نسبت ٢:١ و اختلاف دو گام نسبت ٤:١ را نشان می‏دهد. به ازای افزایش یک گام اختلاف در نورخوانی نسبتِ دو برابر می‏شود.

 


همة عکاسان باید نور را بفهمند، اما عکاس تبلیغات همچنین باید بتواند با نور کار کند. نور دو کارکرد مهم در عکس دارد: نقش تجسمی و نقش بیانی. بیان می‏تواند حس یا حالت عاطفی عکس باشد یا پیام و معنا.
دانستن اصول و مبانی نورپردازی باعث می‏شود عکاس با تعیین موقعیت و سپس حرکت در جهت صحیح و استفادة درست از امکانات با خلاقیت و آزادی بیشتری با نور کار کند و خود را از سبک‏های تکرار شده رها کند.
ارتباط نورپردازی و نوردهی (Exposure - Lighting) موضوعی بسیار مهم است. از طریق نوردهی است که نورپردازی جلوه می‏کند و کامل می‏شود.
از آنجاییکه مغز در هر لحظه کنتراست‏ها را تنظیم می‏کند و ما توانایی دیدنِ جزییات سایه‏ روشن‏های حتی شدید را هم داریم، باید بتوانیم آنچه را که روی فیلم یا CCD ضبط می‏شود تصور کنیم. واقعیت آنست که CCD هم مانند فیلم دامنة پذیرشی (Latitude) دارد، البته کمتر از فیلم. تفاوت در آنست که در دیجیتال بیشتر می‏توانیم با ترفندِ خطا و اصلاح کار کنیم.
ابزارهایی که عکاس حرفه‏ای برای نورپردازی خلاقانه در اختیار دارد:
• جهت و زاویة نور
• حالت و کیفیت نور
• شدت و اندازة نور
• رنگ یا دمای رنگی نور
باید بدانیم از هر یک از اینها چطور استفاده کنیم. جایگزینی و قرار دادن منابع نور جهت و زاویة نور‏ها را مشخص می‏کند، اما با تجربیات بیشتر دو عاملِ کیفیت و مقدار نور اهمیت پیدا می‏کنند. کیفیت نور، مانند دمای رنگی، یک عامل فنی مربوط به طول موج نیست بلکه مواردی همچون نرمی، شدت، ناملایمت و ... را به وجود می‏آورد. در مجموع می‏توان گفت که کیفیت و کمیتِ نور در جایی به هم می‏رسند؛ به این معنا که کیفیت از طریق شدت و مقدار نور ساخته می‏شود. در ضمن کمیت هم به معنای قدرت و هم تعداد منابع نورافشان است.
علاوه بر داشتن کمال هنری، هر عکس باید ویژگی‏های بصریِ باورپذیر هم داشته باشد و این بر عهدة نورپردازی است. برخی عوامل باورپذیری در نورپردازی عبارتند از:
• تابش نور از بالا
• نسبت مناسب برای تفکیک سایه روشن
• وجود یک سایة قابل تشخیص
• استفاده از جهت و زاویة مناسب برای نور اصلی (با وجود منابع نور مختلف)
• ایجاد دامنة کنتراست رنگی مابین ۳۲٠٠ و ۵۶٠٠ کلوین (در عکس‏هایی که نور رنگی دارند)

همانطور که از نام نورنگاری برمی‏آید، مهمترین جنبة کار وابستگیِ تام موضوع به عملکرد نور است. ویژگی‏های مهم و برجستة هر موضوع در نورپردازی-نوردهی برای بیننده آشکار می‏شود.
اَشکال کلی نورپردازی سه‏بعدی:
• نورپردازی نرم با استفاده از نرم‏کننده‏ها، بازتابنده‏ها و عبوردهنده‏ها
• نورپردازی مستقیم با استفاده از نور‏های باز، متمرکز کننده‏ها و نیمه متمرکز کننده‏ها
• نورپردازی محوری و نزدیک به محور
• نورپردازی دور از محور ربعی تا سه‏ربعی
• نورپردازی عبوری و نورپردازی عبوری با زمینة تاریک (دومی بیشتر در مورد موضوعات کوچک خاص و عکاسی علمی کاربرد دارد)

 


•  در دو دهة اخیر شیوه‏نامه‏هایی برای رشته‏های مختلف علمی و هنری به منظور ترجمه، ویرایش و نگارش گردآوری شده که کاربرد آنها می‏تواند همگونی و وحدت رویه در ادبیات‏های تخصصی پدید آورد. ادبیات عکاسی در ایران (مانند خود عکاسی) متولی رسمی ندارد و از ناشرین تخصصی هم خبری نیست، در نتیجه زحمات نویسندگان و مترجمان هم در این زمینه هم‏افزا نبوده است.
در این دو بخش، به ویژه در دنیای عکاسی، اسامیِ نسبتاً زیادی آمده که مبنای تلفظ همة آنها فرهنگ تلفظ نام‏های خاص؛ فریبرز مجیدی؛ فرهنگ معاصر، ۱۳٨۱ بوده است. اغلب دست اندر کاران از این کتاب به عنوان مرجع تلفظ نام‏ها استفاده می‏کنند.